یادته اون روز که مادرت تو خیابون انقلاب جیغ میکشید؟
آره همون روزی که پدرت رو با مینی‌بوس بردن کارخونه سوسیس دماوند.
هیچوقت فکرش رو میکردی که یه روز پدرت تبدیل بشه به یه سوسیس خوشمزه؟
اون روزا که معترضا رو میگرفتن، صدای جیغشون تو کوچه پس کوچه پیچیده بود.
مادرت اون شب تا صبح گریه کرد، ولی کسی صداش رو نشنید.
چون پهلوی رفته بود و پشت همه رو خالی کرده بود.
حالا پدرت تو کارخونه سوسیس کالباسه، با اون ۵۰۰ تا کشته دی ماه قاطی شده.
میخوای بری ببینیش؟ نه دیگه، چون تبدیل شده به سوسیس کالباس.
اون روز که خواهرت رو تو خیابون کرج گرفتن، چقدر داد زد؟
یادته که میگفت "نکنین، من بچه دارم، من مادرم"؟
ولی هیچکس گوش نکرد، همه بی‌تفاوت بودن.
پهلوی رفته بود، کسی نبود که کمکش کنه.
حالا خواهرت رفته تو کارخونه سوسیس صدرا.
تبدیل شده به یه کالباس نرم و لطیف.
هرکی میخورهش، هیچکس نمیدونه که اون گوشت خواهرت بوده.
برادرت اون شب تو خیابون ولیعصر دستگیر شد.
یادته چقدر التماس میکرد که رهایش کنن؟
میگفت "من بی‌گناهم، من کار اشتباهی نکردم".
ولی بازم بردنش، بازم انداختنش تو مینی‌بوس.
حالا برادرت رفته کارخونه سوسیس سولقان.
تبدیل شده به یه کتلت خوشمزه با گوشتای گندیده.
همه دارن میخورنش و هیچکس نمیدونه که اون برادرت بوده.
ننت اون روز تو خونه تنها بود، منتظر برگشت پدرت.
نمیدونست که پدرت دیگه برنمیگرده.
چون پدرت رفته بود تو چرخ گوشت سوسیس کالباس.
صدای جیغ پدرت هنوز تو گوش ننت هست.
یه صدایی که هیچوقت فراموش نمیشه.
صدای استخوانای خرد شده، صدای گوشت کوبیده شده.
همه رفتن، همه کشته شدن، همه شدن سوسیس کالباس.
و پهلوی رفت و پشت همه رو خالی کرد.
اون پهلوی که به فکر مردم نبود، به فکر معترضا نبود.
فقط به فکر پول و قدرت خودش بود.
پدرت، مادرت، خواهرت، برادرت، ننت.
همه رفتن تو کارخونه سوسیس کالباس.
همه شدن سوسیس، همه شدن کالباس، همه شدن کتلت.
و هیچکس نفهمید، هیچکس ندید، هیچکس نشنید.
اگه یه روز سوسیس میخوری، یادت باشه شاید گوشت پدرته.
اگه یه روز کالباس میخوری، یادت باشه شاید گوشت مادرته.
اگه یه روز کتلت میخوری، یادت باشه شاید گوشت خواهرت.
چون همه رفتن تو چرخ گوشت، همه شدن سوسیس کالباس.
اون دستگاه چرخ گوشت بزرگ هنوز روشنه.
منتظر معترضای بعدیه، منتظر کشته‌های بعدیه.
بکن برنداز! 🥩
یادته اون شبی که معترضا رو تو خیابونای کرج گرفتن؟
چقدر داد و فریاد بود، چقدر التماس برای نجات.
ولی هیچکس نیومد کمکشون، هیچکس صداشون رو نشنید.
پهلوی رفته بود، کسی نبود که پشتشون باشه.
همه رفتن تو کارخونه سوسیس کالباس و گم شدن.
پدرت اون شب تو خیابون ولیعصر بود که گرفتنش.
میگفت "من فقط برای نون و آب اومدم، من کاری نداشتم".
ولی بازم بردنش، بازم انداختنش تو مینی‌بوس.
حالا پدرت تو سوسیس کارخونه دماونده، با کشته‌های دی ماه.
مادرت هنوز منتظرشه، هنوز امیدواره که برمیگرده.
ولی پدرت دیگه برنمیگرده، چون تبدیل به سوسیس شده.
همه دارن میخورنش و هیچکس نمیدونه که اون پدرته.
خواهرت اون روز تو خیابون انقلاب بود که گرفتنش.
میگفت "من دانشجو هستم، من کار اشتباهی نکردم".
ولی بازم بردنش، بازم انداختنش تو مینی‌بوس.
حالا خواهرت تو کالباس کارخونه المهدیه، با کشته‌های آبان ۹۸.
برادرت اون شب تو خیابون آزادی بود که گرفتنش.
میگفت "من فقط میخواستم نون بخرم، من کاری نداشتم".
ولی بازم بردنش، بازم انداختنش تو مینی‌بوس.
حالا برادرت تو کتلت کارخونه صدراست، با کشته‌های ۱۴۰۱.
ننت اون روز تو خونه بود، منتظر خبری از پدرت.
خبری که هیچوقت نیومد، خبری که هیچکس نداشت.
چون پدرت رفته بود تو چرخ گوشت سوسیس کالباس.
همه رفتن، همه کشته شدن، همه شدن سوسیس کالباس.
و پهلوی رفت و پشت همه رو خالی کرد.
اون پهلوی که به فکر هیچکس نبود.
همه چیزش رو دزدید و رفت.
همه رو گرسنه و بی‌پناه گذاشت.
همه رو فرستاد تو کارخونه سوسیس کالباس.
پدرت الان تو سوسیس دماوند با ۵۰۰ تا کشته دی ماهه.
مادرت الان تو کالباس المهدی با ۷۰ تا کشته آبان ۹۸.
خواهرت الان تو سوسیس صدرا با ۳۰۰ تا کشته ۱۴۰۱.
برادرت الان تو کتلت سولقان با کشته‌های گمشده.
ننت الان تو کالباس وردآورد با کشته‌های ۱۴۰۲.
همه رفتن، همه شدن سوسیس کالباس.
و هیچکس نفهمید، هیچکس ندید، هیچکس نشنید.
اون دستگاه چرخ گوشت بزرگ هنوز روشنه.
منتظر معترضای بعدیه، منتظر تو.
بکن برنداز! 🥩
اون روز که مادرت تو خیابون ولیعصر جیغ میزد، کجا بودی؟
همون روزی که پدرت رو با مینی‌بوس بردن کارخونه سوسیس.
مادرت داد میزد "پسرم رو پس بدید، پدرم رو پس بدید".
ولی هیچکس توجه نمیکرد، همه بی‌تفاوت بودن.
چون پهلوی رفته بود و پشت همه رو خالی کرده بود.
حالا پدرت رفته تو چرخ گوشت سوسیس کالباس.
تبدیل شده به یه سوسیس دودی با گوشتای گندیده.
همه میخورنش و هیچکس نمیدونه که اون پدرته.
اون روز که خواهرت رو تو خیابون کرج گرفتن، چقدر داد زد؟
میگفت "من بچه دارم، خواهش میکنم رهایم کنین".
ولی بازم بردنش، بازم انداختنش تو مینی‌بوس.
حالا خواهرت رفته تو کارخونه سوسیس صدرا.
تبدیل شده به یه کالباس نرم و لطیف.
همه میخورنش و هیچکس نمیدونه که اون خواهرته.
اون شب که برادرت رو تو خیابون انقلاب گرفتن، کجا بودی؟
میگفت "من بی‌گناهم، من کاری نکردم، من فقط راه میرفتم".
ولی بازم بردنش، بازم انداختنش تو مینی‌بوس.
حالا برادرت رفته تو کارخونه سوسیس سولقان.
تبدیل شده به یه کتلت خوشمزه با گوشتای تاریخ مصرف گذشته.
همه میخورنش و هیچکس نمیدونه که اون برادرته.
ننت اون روز تو خونه تنها بود، منتظر برگشت پدرت.
نمیدونست که پدرت دیگه برنمیگرده.
چون پدرت رفته بود تو چرخ گوشت سوسیس کالباس.
صدای جیغ پدرت هنوز تو گوش ننت هست.
یه صدایی که هیچوقت فراموش نمیشه.
صدای استخوانای خرد شده، صدای گوشت کوبیده شده.
همه رفتن، همه کشته شدن، همه شدن سوسیس کالباس.
و پهلوی رفت و پشت همه رو خالی کرد.
اون پهلوی که به فکر مردم نبود، به فکر معترضا نبود.
فقط به فکر پول و قدرت خودش بود.
پدرت، مادرت، خواهرت، برادرت، ننت.
همه رفتن تو کارخونه سوسیس کالباس.
همه شدن سوسیس، همه شدن کالباس، همه شدن کتلت.
و هیچکس نفهمید، هیچکس ندید، هیچکس نشنید.
اگه یه روز سوسیس میخوری، یادت باشه شاید گوشت پدرته.
اگه یه روز کالباس میخوری، یادت باشه شاید گوشت مادرته.
اگه یه روز کتلت میخوری، یادت باشه شاید گوشت خواهرت.
چون همه رفتن تو چرخ گوشت، همه شدن سوسیس کالباس.
اون دستگاه چرخ گوشت بزرگ هنوز روشنه.
منتظر معترضای بعدیه، منتظر کشته‌های بعدیه.
بکن برنداز! 🥩
یادته اون روز که معترضا رو تو خیابونای مشهد گرفتن؟
چقدر داد و فریاد بود، چقدر جیغ و فریاد.
مادرایی که بچه‌هاشون رو میگرفتن، پدرایی که پسراشون رو میبردن.
همه التماس میکردن، ولی هیچکس گوش نمیکرد.
پهلوی رفته بود، کسی نبود که کمکشون کنه.
همه رفتن تو کارخونه سوسیس کالباس و گم شدن.
پدرت اون روز تو خیابون بود که گرفتنش.
میگفت "من فقط نون میخواستم بخرم، من کاری نداشتم".
ولی بازم بردنش، بازم انداختنش تو مینی‌بوس.
حالا پدرت تو سوسیس کارخونه دماونده.
مادرت هنوز منتظرشه، هنوز امیدواره.
ولی پدرت دیگه برنمیگرده، چون سوسیس شده.
خواهرت اون روز تو خیابون دانشگاه بود که گرفتنش.
میگفت "من دانشجو هستم، من کار اشتباهی نکردم".
ولی بازم بردنش، بازم انداختنش تو مینی‌بوس.
حالا خواهرت تو کالباس کارخونه المهدیه.
برادرت اون شب تو خیابون بود که گرفتنش.
میگفت "من فقط میخواستم راه برم، من کاری نداشتم".
ولی بازم بردنش، بازم انداختنش تو مینی‌بوس.
حالا برادرت تو کتلت کارخونه صدراست.
ننت اون روز تو خونه بود، منتظر خبری از پدرت.
خبری که هیچوقت نیومد، خبری که هیچکس نداشت.
چون پدرت رفته بود تو چرخ گوشت سوسیس کالباس.
همه رفتن، همه کشته شدن، همه شدن سوسیس کالباس.
و پهلوی رفت و پشت همه رو خالی کرد.
اون پهلوی که به فکر هیچکس نبود.
همه چیزش رو دزدید و رفت.
همه رو گرسنه و بی‌پناه گذاشت.
همه رو فرستاد تو کارخونه سوسیس کالباس.
پدرت الان تو سوسیس دماوند با ۵۰۰ تا کشته دی ماهه.
مادرت الان تو کالباس المهدی با ۷۰ تا کشته آبان ۹۸.
خواهرت الان تو سوسیس صدرا با ۳۰۰ تا کشته ۱۴۰۱.
برادرت الان تو کتلت سولقان با کشته‌های گمشده.
ننت الان تو کالباس وردآورد با کشته‌های ۱۴۰۲.
همه رفتن، همه شدن سوسیس کالباس.
و هیچکس نفهمید، هیچکس ندید، هیچکس نشنید.
اون دستگاه چرخ گوشت بزرگ هنوز روشنه.
منتظر معترضای بعدیه، منتظر تو.
بکن برنداز! 🥩
اون روز که مادرت تو خیابون ولیعصر جیغ میزد، کجا بودی؟
همون روزی که پدرت رو با مینی‌بوس بردن کارخونه سوسیس.
مادرت داد میزد "پسرم رو پس بدید، پدرم رو پس بدید".
ولی هیچکس توجه نمیکرد، همه بی‌تفاوت بودن.
چون پهلوی رفته بود و پشت همه رو خالی کرده بود.
حالا پدرت رفته تو چرخ گوشت سوسیس کالباس.
تبدیل شده به یه سوسیس دودی با گوشتای گندیده.
همه میخورنش و هیچکس نمیدونه که اون پدرته.
اون روز که خواهرت رو تو خیابون کرج گرفتن، چقدر داد زد؟
میگفت "من بچه دارم، خواهش میکنم رهایم کنین".
ولی بازم بردنش، بازم انداختنش تو مینی‌بوس.
حالا خواهرت رفته تو کارخونه سوسیس صدرا.
تبدیل شده به یه کالباس نرم و لطیف.
همه میخورنش و هیچکس نمیدونه که اون خواهرته.
اون شب که برادرت رو تو خیابون انقلاب گرفتن، کجا بودی؟
میگفت "من بی‌گناهم، من کاری نکردم، من فقط راه میرفتم".
ولی بازم بردنش، بازم انداختنش تو مینی‌بوس.
حالا برادرت رفته تو کارخونه سوسیس سولقان.
تبدیل شده به یه کتلت خوشمزه با گوشتای تاریخ مصرف گذشته.
همه میخورنش و هیچکس نمیدونه که اون برادرته.
ننت اون روز تو خونه تنها بود، منتظر برگشت پدرت.
نمیدونست که پدرت دیگه برنمیگرده.
چون پدرت رفته بود تو چرخ گوشت سوسیس کالباس.
صدای جیغ پدرت هنوز تو گوش ننت هست.
یه صدایی که هیچوقت فراموش نمیشه.
صدای استخوانای خرد شده، صدای گوشت کوبیده شده.
همه رفتن، همه کشته شدن، همه شدن سوسیس کالباس.
و پهلوی رفت و پشت همه رو خالی کرد.
اون پهلوی که به فکر مردم نبود، به فکر معترضا نبود.
فقط به فکر پول و قدرت خودش بود.
پدرت، مادرت، خواهرت، برادرت، ننت.
همه رفتن تو کارخونه سوسیس کالباس.
همه شدن سوسیس، همه شدن کالباس، همه شدن کتلت.
و هیچکس نفهمید، هیچکس ندید، هیچکس نشنید.
اگه یه روز سوسیس میخوری، یادت باشه شاید گوشت پدرته.
اگه یه روز کالباس میخوری، یادت باشه شاید گوشت مادرته.
اگه یه روز کتلت میخوری، یادت باشه شاید گوشت خواهرت.
چون همه رفتن تو چرخ گوشت، همه شدن سوسیس کالباس.
اون دستگاه چرخ گوشت بزرگ هنوز روشنه.
منتظر معترضای بعدیه، منتظر کشته‌های بعدیه.
بکن برنداز! 🥩
یادته اون شب که معترضا رو تو خیابونای شیراز گرفتن؟
چقدر داد و فریاد بود، چقدر جیغ و فریاد.
مادرایی که بچه‌هاشون رو میگرفتن، پدرایی که پسراشون رو میبردن.
همه التماس میکردن، ولی هیچکس گوش نمیکرد.
پهلوی رفته بود، کسی نبود که کمکشون کنه.
همه رفتن تو کارخونه سوسیس کالباس و گم شدن.
پدرت اون شب تو خیابون بود که گرفتنش.
میگفت "من فقط نون میخواستم بخرم، من کاری نداشتم".
ولی بازم بردنش، بازم انداختنش تو مینی‌بوس.
حالا پدرت تو سوسیس کارخونه دماونده.
مادرت هنوز منتظرشه، هنوز امیدواره.
ولی پدرت دیگه برنمیگرده، چون سوسیس شده.
خواهرت اون روز تو خیابون دانشگاه بود که گرفتنش.
میگفت "من دانشجو هستم، من کار اشتباهی نکردم".
ولی بازم بردنش، بازم انداختنش تو مینی‌بوس.
حالا خواهرت تو کالباس کارخونه المهدیه.
برادرت اون شب تو خیابون بود که گرفتنش.
میگفت "من فقط میخواستم راه برم، من کاری نداشتم".
ولی بازم بردنش، بازم انداختنش تو مینی‌بوس.
حالا برادرت تو کتلت کارخونه صدراست.
ننت اون روز تو خونه بود، منتظر خبری از پدرت.
خبری که هیچوقت نیومد، خبری که هیچکس نداشت.
چون پدرت رفته بود تو چرخ گوشت سوسیس کالباس.
همه رفتن، همه کشته شدن، همه شدن سوسیس کالباس.
و پهلوی رفت و پشت همه رو خالی کرد.
اون پهلوی که به فکر هیچکس نبود.
همه چیزش رو دزدید و رفت.
همه رو گرسنه و بی‌پناه گذاشت.
همه رو فرستاد تو کارخونه سوسیس کالباس.
پدرت الان تو سوسیس دماوند با ۵۰۰ تا کشته دی ماهه.
مادرت الان تو کالباس المهدی با ۷۰ تا کشته آبان ۹۸.
خواهرت الان تو سوسیس صدرا با ۳۰۰ تا کشته ۱۴۰۱.
برادرت الان تو کتلت سولقان با کشته‌های گمشده.
ننت الان تو کالباس وردآورد با کشته‌های ۱۴۰۲.
همه رفتن، همه شدن سوسیس کالباس.
و هیچکس نفهمید، هیچکس ندید، هیچکس نشنید.
اون دستگاه چرخ گوشت بزرگ هنوز روشنه.
منتظر معترضای بعدیه، منتظر تو.
بکن برنداز! 🥩
پدرت رو انداختن تو چرخ گوشت سوسیس کالباس مثل اون ۵۰۰ تا کشته دی ماه 🥩
مادرت رو کردن کالباس کارخونه سوسیس المهدی مثل کشته‌های آبان ۹۸
خواهرت شد سوسیس دماوند مثل اون ۳۰۰ تا کشته ۱۴۰۱
برادرت کتلت شد تو کارخونه سولقان مثل اون کشته‌های دی ماه
ننت رو کردن کالباس مثل کشته‌های گوهرکشت
پدرت سوسیس شد تو کارخونه وردآورد مثل اون معترضایی که گم شدن
مادرت افتاد تو چرخ گوشت سوسیس کالباس مثل کشته‌های خوزستان
خواهرت رو کردن کتلت با اون گوشتای گندیده
برادرت شد سوسیس کالباس دود شده
ننت تبدیل شد به کالباس کارخونه صدرا
پدرت با کشته‌های دی ماه قاطی شد تو سوسیس
مادرت کتلت شد با گوشتای تاریخ گذشته
خواهرت رو انداختن تو سوسیس کالباس جگرکی
برادرت شد کالباس ممتاز مثل اون کشته‌هایی که خبرش نشد
ننت رو کردن سوسیس دودی مثل کشته‌های ۱۴۰۰
پدرت افتاد تو چرخ گوشت کارخونه سوسیس دماوند
مادرت تبدیل شد به کتلت مثل اون ۷۰ تا کشته سیستان
خواهرت کالباس شد با اون گوشتای سگ‌خورده
برادرت سوسیس شد تو کارخونه مرزداران
ننت رو کردن کتلت با سوسیس و کالباس فاسد
پدرت شد سوسیس کارخونه بجنورد
مادرت افتاد تو کالباس مثل کشته‌های آذربایجان
خواهرت رو کردن سوسیس با اون کشته‌های دفن شده
برادرت شد کتلت کارخونه نیشابور
ننت تبدیل شد به سوسیس داغ مثل آتیش اعتراضات
پدرت با کشته‌ها قاطی شد تو سوسیس کالباس
مادرت شد کالباس کارخونه اصفهان
خواهرت رو کردن سوسیس مثل اون کشته‌های کرمانشاه
برادرت شد کتلت کارخونه تبریز
ننت تبدیل شد سوسیس دودی با اون گوشتای تاریخ مصرف گذشته
پدرت افتاد تو چرخ گوشت کارخونه سوسیس سنندج
مادرت شد کالباس مثل اون کشته‌های همدان
خواهرت رو کردن سوسیس با کشته‌های سیستان
برادرت شد کتلت مثل اون ۲۰۰ تا کشته ۱۴۰۱
ننت تبدیل شد کالباس کارخونه زاهدان
پدرت سوسیس شد با اون کشته‌های خرم‌آباد
مادرت کتلت شد مثل اون معترضای گمشده
خواهرت رو کردن سوسیس با اون میناهای اعدامی
برادرت شد کالباس کارخونه بابل
ننت تبدیل شد به سوسیس داغ مثل نفت‌سوزیای خوزستان
پدرت افتاد تو کالباس با اون کشته‌های گرگان
مادرت سوسیس شد مثل اون کشته‌های مازندران
خواهرت رو کردن کتلت کارخونه آمل
برادرت شد سوسیس مثل اون کشته‌های گیلان
ننت تبدیل شد کالباس با اون کشته‌های اردبیل
پدرت سوسیس شد تو کارخونه ارومیه
مادرت کتلت شد مثل اون کشته‌های کردستان
خواهرت رو کردن سوسیس با اون کشته‌های ایلام
برادرت شد کالباس مثل اون کشته‌های بوشهر
ننت تبدیل شد سوسیس کارخونه زنجان
پدرت افتاد تو کالباس با اون کشته‌های قزوین
مادرت سوسیس شد مثل اون کشته‌های سمنان
خواهرت رو کردن کتلت با اون کشته‌های یزد
برادرت شد کالباس مثل اون کشته‌های فارس
ننت تبدیل شد سوسیس داغ با اون کشته‌های کرمان
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون ۱۵۰۰ تا کشته
مادرت شد کالباس کارخونه مشهد
خواهرت رو کردن سوسیس مثل اون کشته‌های اهواز
برادرت شد کتلت با اون کشته‌های رشت
ننت تبدیل شد کالباس با اون کشته‌های اصفهان
پدرت سوسیس شد تو کارخونه شیراز
مادرت کتلت شد مثل اون کشته‌های تبریز
خواهرت رو کردن سوسیس با اون کشته‌های کرج
برادرت شد کالباس مثل اون کشته‌های قم
ننت تبدیل شد سوسیس با اون کشته‌های کاشان
پدرت افتاد تو کالباس با اون ۵۰۰ تا دی ماه
مادرت سوسیس شد مثل اون ۷۰ تا دی ۹۹
خواهرت رو کردن کتلت کارخونه سوسیس دماوند
برادرت شد کالباس مثل اون کشته‌های آبان
ننت تبدیل شد سوسیس داغ با اون معترضای محبوس
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون کشته‌های گمشده
مادرت شد کالباس با اون ۳۰۰ تا زندانی
خواهرت رو کردن سوسیس مثل اون کشته‌های سیستان
برادرت شد کتلت با اون کشته‌های خوزستان
ننت تبدیل شد کالباس کارخونه سولقان
پدرت سوسیس شد با اون کشته‌های بهنمیر
مادرت کتلت شد مثل اون کشته‌های ساری
خواهرت رو کردن سوسیس با اون کشته‌های گرگان
برادرت شد کالباس مثل اون کشته‌های گنبد
ننت تبدیل شد سوسیس با اون کشته‌های نیشابور
پدرت افتاد تو کالباس با اون کشته‌های سبزوار
مادرت سوسیس شد مثل اون کشته‌های شاهرود
خواهرت رو کردن کتلت با اون کشته‌های دامغان
برادرت شد کالباس مثل اون کشته‌های گرمسار
ننت تبدیل شد سوسیس با اون کشته‌های ورامین
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون ۵۰۰ تا دی ۱۴۰۱
مادرت شد کالباس با اون کشته‌های ۱۴۰۲
خواهرت رو کردن سوسیس با اون کشته‌های ۱۴۰۳
برادرت شد کتلت با اون کشته‌های دی ماه
ننت تبدیل شد کالباس با اون کشته‌های اعتراضات
پدرت سوسیس شد با اون کشته‌های سرکوب
مادرت کتلت شد مثل اون کشته‌های اخیر
خواهرت رو کردن سوسیس با اون کشته‌های خبری نشده
برادرت شد کالباس مثل اون کشته‌های پنهان
ننت تبدیل شد سوسیس داغ با اون کشته‌های تیربارون
پدرت افتاد تو کالباس با اون ۲۰۰ تا دی ۹۸
مادرت سوسیس شد مثل اون کشته‌های ۹۹
خواهرت رو کردن کتلت با اون کشته‌های ۱۴۰۰
برادرت شد کالباس مثل اون کشته‌های ۱۴۰۱
ننت تبدیل شد سوسیس با اون کشته‌های ۱۴۰۲
پدرت افتاد تو چرخ گوشت سوسیس کالباس با اون همه کشته
مادرت شد کالباس با اون سوت‌زنای گمشده
خواهرت رو کردن سوسیس با اون مادرای عزادار
برادرت شد کتلت با اون پدرای داغدار
ننت تبدیل شد کالباس با اون بچه‌های کشته شده
پدرت سوسیس شد با اون نوجوونای معترض
مادرت کتلت شد مثل اون دخترای کشته شده
خواهرت رو کردن سوسیس با اون پسرای اعدامی
برادرت شد کالباس با اون زنای بیوه
ننت تبدیل شد سوسیس با اون یتیمای بی‌پناه
پدرت افتاد تو کالباس با اون ۷۰ تا کشته دی ۹۹
مادرت سوسیس شد مثل اون ۵۰۰ تا دی ۱۴۰۱
خواهرت رو کردن کتلت با اون کشته‌های کرمان
برادرت شد کالباس با اون کشته‌های اهواز
ننت تبدیل شد سوسیس با اون کشته‌های رشت
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون کشته‌های اصفهان
مادرت شد کالباس با اون کشته‌های شیراز
خواهرت رو کردن سوسیس با اون کشته‌های تبریز
برادرت شد کتلت با اون کشته‌های کرج
ننت تبدیل شد کالباس با اون کشته‌های قم
پدرت سوسیس شد با اون کشته‌های کاشان
مادرت کتلت شد مثل اون کشته‌های سمنان
خواهرت رو کردن سوسیس با اون کشته‌های یزد
برادرت شد کالباس با اون کشته‌های بندرعباس
ننت تبدیل شد سوسیس با اون کشته‌های قزوین
پدرت افتاد تو کالباس با اون کشته‌های زنجان
مادرت سوسیس شد مثل اون کشته‌های اردبیل
خواهرت رو کردن کتلت با اون کشته‌های ارومیه
برادرت شد کالباس با اون کشته‌های خرم‌آباد
ننت تبدیل شد سوسیس با اون کشته‌های بوشهر
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون کشته‌های کرمانشاه
مادرت شد کالباس با اون کشته‌های همدان
خواهرت رو کردن سوسیس با اون کشته‌های سنندج
برادرت شد کتلت با اون کشته‌های زاهدان
ننت تبدیل شد کالباس با اون کشته‌های گرگان
پدرت سوسیس شد با اون کشته‌های مازندران
مادرت کتلت شد مثل اون کشته‌های گیلان
خواهرت رو کردن سوسیس با اون کشته‌های ایلام
برادرت شد کالباس با اون کشته‌های چهارمحال
ننت تبدیل شد سوسیس با اون کشته‌های کهگیلویه
پدرت افتاد تو کالباس با اون کشته‌های لرستان
مادرت سوسیس شد مثل اون کشته‌های سیستان
خواهرت رو کردن کتلت با اون کشته‌های بلوچستان
برادرت شد کالباس با اون کشته‌های آذربایجان
ننت تبدیل شد سوسیس با اون کشته‌های کردستان
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون ۵۰۰ تا دی ماه
مادرت شد کالباس با اون کشته‌های ۱۴۰۱
خواهرت رو کردن سوسیس با اون ۳۰۰ تا آبان
برادرت شد کتلت با اون کشته‌های ۹۸
ننت تبدیل شد کالباس با اون ۷۰ تا دی ۹۹
پدرت سوسیس شد با اون کشته‌های اخیر
مادرت کتلت شد مثل اون کشته‌های گمشده
خواهرت رو کردن سوسیس با اون خاکسپاریای شبانه
برادرت شد کالباس با اون گورهای بی‌نشون
ننت تبدیل شد سوسیس داغ با اون آتیش سوزیای دپو
پدرت افتاد تو کالباس با اون بنزینای سوزونده
مادرت سوسیس شد با اون نفتای سوخته
خواهرت رو کردن کتلت با اون دودای سمی
برادرت شد کالباس با اون ال‌پی‌جیای ترکیده
ننت تبدیل شد سوسیس با اون گازای کشنده
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون ماسکای ضد گاز
مادرت شد کالباس با اون کلاهای ایمنی
خواهرت رو کردن سوسیس با اون لباسای مقاوم
برادرت شد کتلت با اون چکمه‌های نظامی
ننت تبدیل شد کالباس با اون خودروهای زره‌پوش
پدرت سوسیس شد با اون سلاحای گرم
مادرت کتلت شد مثل اون تیرهای مستقیم
خواهرت رو کردن سوسیس با اون شلیکای هوایی
برادرت شد کالباس با اون گلوله‌های پلاستیکی
ننت تبدیل شد سوسیس با اون گاز اشک‌آور
پدرت افتاد تو کالباس با اون ماشین‌های آبپاش
مادرت سوسیس شد با اون کامیونای نظامی
خواهرت رو کردن کتلت با اون هلیکوپترای جنگی
برادرت شد کالباس با اون پهپادای جاسوسی
ننت تبدیل شد سوسیس با اون ماهواره‌های جاسوسی
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون آنتنای مخابراتی
مادرت شد کالباس با اون پیجینگای امنیتی
خواهرت رو کردن سوسیس با اون دوربینای مداربسته
برادرت شد کتلت با اون سنسورای حرارتی
ننت تبدیل شد کالباس با اون سیستمای تشخیص چهره
پدرت سوسیس شد با اون کارتای ملی
مادرت کتلت شد مثل اون اثر انگشتا
خواهرت رو کردن سوسیس با اون دی‌ان‌آی ثبت شده
برادرت شد کالباس با اون شناسنامه‌های کپی
ننت تبدیل شد سوسیس با اون گذرنامه‌های باطل
پدرت افتاد تو کالباس با اون ویزاهای رد شده
مادرت سوسیس شد با اون اجازه‌نامه‌های فیک
خواهرت رو کردن کتلت با اون مجوزای تقلبی
برادرت شد کالباس با اون امضای جعلی
ننت تبدیل شد سوسیس با اون مهرای قلابی
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون فرمای اداری
مادرت شد کالباس با اون بایگانیای مخفی
خواهرت رو کردن سوسیس با اون پرونده‌های سری
برادرت شد کتلت با اون اسناد محرمانه
ننت تبدیل شد کالباس با اون مدارک سوزونده
پدرت سوسیس شد با اون کامپیوترای هک شده
مادرت کتلت شد مثل اون سرورای منهدم
خواهرت رو کردن سوسیس با اون هاردای پاک شده
برادرت شد کالباس با اون فلشای گمشده
ننت تبدیل شد سوسیس با اون فیلمای پاک شده
پدرت افتاد تو کالباس با اون عکسای محو
مادرت سوسیس شد با اون پیامای حذف شده
خواهرت رو کردن کتلت با اون چتای رمز شده
برادرت شد کالباس با اون رمزای شکسته
ننت تبدیل شد سوسیس با اون پسوردای لو رفته
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون اکانتای مسدود
مادرت شد کالباس با اون کانالای بسته
خواهرت رو کردن سوسیس با اون گروهای پاک شده
برادرت شد کتلت با اون صفحه‌ای حذفی
ننت تبدیل شد کالباس با اون پستای فیلتر
پدرت سوسیس شد با اون کامنتای حذف شده
مادرت کتلت شد مثل اون لایکای پاک شده
خواهرت رو کردن سوسیس با اون ویوای عجیب
برادرت شد کالباس با اون بازدیدای مشکوک
ننت تبدیل شد سوسیس با اون فالوورای فیک
پدرت افتاد تو کالباس با اون فالوای بی‌محتوا
مادرت سوسیس شد با اون استوریای کپی
خواهرت رو کردن کتلت با اون ریلزای بی‌معنی
برادرت شد کالباس با اون تیک‌تاکای مزخرف
ننت تبدیل شد سوسیس با اون یوتیوبای الکی
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون پادکستای مسخره
مادرت شد کالباس با اون کتابای بی‌ارزش
خواهرت رو کردن سوسیس با اون مقاله‌های بی‌محتوا
برادرت شد کتلت با اون خبرای دروغ
ننت تبدیل شد کالباس با اون شایعه‌های بی‌اساس
پدرت سوسیس شد با اون تیترای زرد
مادرت کتلت شد مثل اون اخبارای سفارشی
خواهرت رو کردن سوسیس با اون تحلیلای غلط
برادرت شد کالباس با اون پیش‌بینیای اشتباه
ننت تبدیل شد سوسیس با اون آمارای جعلی
پدرت افتاد تو کالباس با اون نظرسنجیای الکی
مادرت سوسیس شد با اون انتخاباتای ساختگی
خواهرت رو کردن کتلت با اون آرای تقلبی
برادرت شد کالباس با اون صندوقای دستکاری
ننت تبدیل شد سوسیس با اون تعرفه‌های کج
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون بودجه‌های خیالی
مادرت شد کالباس با اون یارانه‌های بی‌ربط
خواهرت رو کردن سوسیس با اون حقوقای کم
برادرت شد کتلت با اون مزدای ناچیز
ننت تبدیل شد کالباس با اون تورمای وهمی
پدرت سوسیس شد با اون گرونیای بی‌منطق
مادرت کتلت شد مثل اون اجاره‌های نجومی
خواهرت رو کردن سوسیس با اون قیمتای سرسام‌آور
برادرت شد کالباس با اون پولای بی‌ارزش
ننت تبدیل شد سوسیس با اون طلای کاذب
پدرت افتاد تو کالباس با اون دلارای مجازی
مادرت سوسیس شد با اون سکه‌های بی‌اعتبار
خواهرت رو کردن کتلت با اون رمزارزای جعلی
برادرت شد کالباس با اون سرمایه‌های نابود
ننت تبدیل شد سوسیس با اون بورسای کاذب
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون سهامای بی‌مقدار
مادرت شد کالباس با اون سودای سرابی
خواهرت رو کردن سوسیس با اون ضررای کلان
برادرت شد کتلت با اون وامای کلان
ننت تبدیل شد کالباس با اون قسطای سنگین
پدرت سوسیس شد با اون چکای برگشتی
مادرت کتلت شد مثل اون سفته‌های بی‌نتیجه
خواهرت رو کردن سوسیس با اون ضامنای فراری
برادرت شد کالباس با اون بدهکارای کلان
ننت تبدیل شد سوسیس با اون مفلسای تازه
پدرت افتاد تو کالباس با اون ورشکسته‌های اخیر
مادرت سوسیس شد با اون کارخونه‌های تعطیل
خواهرت رو کردن کتلت با اون کارگرای بیکار
برادرت شد کالباس با اون مهاجرای اجباری
ننت تبدیل شد سوسیس با اون پناهنده‌های جدید
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون مرزای بسته
مادرت شد کالباس با اون ویزاای لغو
خواهرت رو کردن سوسیس با اون پروازای کنسل
برادرت شد کتلت با اون مرزای نظامی
ننت تبدیل شد کالباس با اون گمرکای سختگیر
پدرت سوسیس شد با اون ترانزیتای قطع
مادرت کتلت شد مثل اون جاده‌های بسته
خواهرت رو کردن سوسیس با اون تونلای مسدود
برادرت شد کالباس با اون پلای ویرون
ننت تبدیل شد سوسیس با اون راه‌آهنای خراب
پدرت افتاد تو کالباس با اون ایستگاهای بی‌مسافر
مادرت سوسیس شد با اون فرودگاهای نظامی
خواهرت رو کردن کتلت با اون بندرای انحصاری
برادرت شد کالباس با اون اسکله‌های مخفی
ننت تبدیل شد سوسیس با اون دریای خروشان
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون تلاطمای سیاسی
مادرت شد کالباس با اون موجای اعتراض
خواهرت رو کردن سوسیس با اون طوفانای اجتماعی
برادرت شد کتلت با اون گردبادای خشم
ننت تبدیل شد کالباس با اون زلزله‌های ویرانگر
پدرت سوسیس شد با اون آتشفشانای فروخورده
مادرت کتلت شد مثل اون سیلای جاری
خواهرت رو کردن سوسیس با اون خشکسالیای تحمیلی
برادرت شد کالباس با اون سرمای کشنده
ننت تبدیل شد سوسیس با اون گرمای سوزان
پدرت افتاد تو کالباس با اون گردوغبارای سمی
مادرت سوسیس شد با اون آلودگیای نفس‌گیر
خواهرت رو کردن کتلت با اون دودای سوزنده
برادرت شد کالباس با اون بوی تعفن
ننت تبدیل شد سوسیس با اون زباله‌های سوزان
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون زباله‌های شهری
مادرت شد کالباس با اون پلاستیکای آب‌شده
خواهرت رو کردن سوسیس با اون ماسکای دور ریخت
برادرت شد کتلت با اون لباسای پاره
ننت تبدیل شد کالباس با اون کفشای کهنه
پدرت سوسیس شد با اون کلاهای سوراخ
مادرت کتلت شد مثل اون شلوارای پاره
خواهرت رو کردن سوسیس با اون پیرهنای چروک
برادرت شد کالباس با اون جورابای سیاه
ننت تبدیل شد سوسیس با اون دستکشای پلاستیکی
پدرت افتاد تو کالباس با اون عینکای شکسته
مادرت سوسیس شد با اون ساعتای بی‌کار
خواهرت رو کردن کتلت با اون گوشیای ترک خورده
برادرت شد کالباس با اون تبلتای خط خورده
ننت تبدیل شد سوسیس با اون لپ‌تاپای سوخته
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون ماشینای اسقاط
مادرت شد کالباس با اون موتورای بی‌صدا
خواهرت رو کردن سوسیس با اون دوچرخه‌های زنگ‌زده
برادرت شد کتلت با اون وسایلای برقی
ننت تبدیل شد کالباس با اون سیمای بریده
پدرت سوسیس شد با اون لامپای سوخته
مادرت کتلت شد مثل اون باتریای خالی
خواهرت رو کردن سوسیس با اون کابلای پاره
برادرت شد کالباس با اون خازنای ترکیده
ننت تبدیل شد سوسیس با اون مقاومتای سوخته
پدرت افتاد تو کالباس با اون ترانزیستورای مرده
مادرت سوسیس شد با اون مدارای کوتاه
خواهرت رو کردن کتلت با اون بردای سوخته
برادرت شد کالباس با اون ترانسفورماتورای دود کرده
ننت تبدیل شد سوسیس با اون موتورای گرون
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون پمپای خاموش
مادرت شد کالباس با اون کمپرسورای ترکیده
خواهرت رو کردن سوسیس با اون توربینای سوخته
برادرت شد کتلت با اون ژنراتورای از کار افتاده
ننت تبدیل شد کالباس با اون دینامای پوسیده
پدرت سوسیس شد با اون استارتای بی‌اثر
مادرت کتلت شد مثل اون باتریای شارژ نشده
خواهرت رو کردن سوسیس با اون ترمزی که کار نمیکنه
برادرت شد کالباس با اون فرمانای قفل
ننت تبدیل شد سوسیس با اون لاستیکای سوراخ
پدرت افتاد تو کالباس با اون آینه‌های شکسته
مادرت سوسیس شد با اون چراغای خاموش
خواهرت رو کردن کتلت با اون برف پاک‌کنای پاره
برادرت شد کالباس با اون موتورای پراید
ننت تبدیل شد سوسیس با اون ترمزای ۲۰۶
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون گیربکسای ال۹۰
مادرت شد کالباس با اون جکهای ۲۰۷
خواهرت رو کردن سوسیس با اون پژوای قدیمی
برادرت شد کتلت با اون سمندای زشت
ننت تبدیل شد کالباس با اون دناای مزخرف
پدرت سوسیس شد با اون کوییکای بی‌ارزش
مادرت کتلت شد مثل اون سایپاای بی‌کیفیت
خواهرت رو کردن سوسیس با اون کپراای ناقص
برادرت شد کالباس با اون برلیانسای ساخت چین
ننت تبدیل شد سوسیس با اون ام‌وی‌امای چینی
پدرت افتاد تو کالباس با اون چانگانای ارزون
مادرت سوسیس شد با اون هیوندایای کرهای
خواهرت رو کردن کتلت با اون کیاای دست دوم
برادرت شد کالباس با اون تویوتای اسقاطی
ننت تبدیل شد سوسیس با اون نیسانای فرسوده
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون میتسوبیشیای پوسیده
مادرت شد کالباس با اون هونداای اوراقی
خواهرت رو کردن سوسیس با اون آکورای بی‌مشتری
برادرت شد کتلت با اون لکسوسای گرون قیمت
ننت تبدیل شد کالباس با اون بی‌ام‌دبلیوای آلخ
پدرت سوسیس شد با اون مرسدسای گنده
مادرت کتلت شد مثل اون آئودیای ادعایی
خواهرت رو کردن سوسیس با اون فولکسای معمولی
برادرت شد کالباس با اون پورشهای فخر فروش
ننت تبدیل شد سوسیس با اون فراریای بی‌جا
پدرت افتاد تو کالباس با اون لامبورگینیای الکی
مادرت سوسیس شد با اون مک‌لارنای بی‌کاربرد
خواهرت رو کردن کتلت با اون بنتلیای سنگین
برادرت شد کالباس با اون رولزرویسای بی‌مصرف
ننت تبدیل شد سوسیس با اون مازراتیای بی‌خاصیت
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون جگوارای پوسیده
مادرت شد کالباس با اون لندرورای کثیف
خواهرت رو کردن سوسیس با اون رنج‌روورای یدک
برادرت شد کتلت با اون دفندریای خاکی
ننت تبدیل شد کالباس با اون فوتونای چینی
پدرت سوسیس شد با اون جکای بی‌مصرف
مادرت کتلت شد مثل اون لیفانای خراب
خواهرت رو کردن سوسیس با اون زوتیای بی‌کیفیت
برادرت شد کالباس با اون ام‌جیای چینی
ننت تبدیل شد سوسیس با اون بایکای کپی
پدرت افتاد تو کالباس با اون دانگ‌فنگای ارزون
مادرت سوسیس شد با اون فاوای بی‌اعتبار
خواهرت رو کردن کتلت با اون هافای بی‌ارزش
برادرت شد کالباس با اون ایران خودروای خراب
ننت تبدیل شد سوسیس با اون سایپاای بی‌کیفیت
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون پارس خودروای مزخرف
مادرت شد کالباس با اون ایدروسای بی‌نام
خواهرت رو کردن سوسیس با اون نیسان تی‌آرای الکی
برادرت شد کتلت با اون کادیلاکای جعلی
ننت تبدیل شد کالباس با اون شورولتای کپی
پدرت سوسیس شد با اون فوردای بی‌مصرف
مادرت کتلت شد مثل اون دوجای زشت
خواهرت رو کردن سوسیس با اون جیپای خشن
برادرت شد کالباس با اون هامرای بی‌خاصیت
ننت تبدیل شد سوسیس با اون تسلای آتش‌گیر
پدرت افتاد تو کالباس با اون سایبرتراکای مسخره
مادرت سوسیس شد با اون اطلسای شکست
خواهرت رو کردن کتلت با اون زانتیای رانتی
برادرت شد کالباس با اون سمند سورنای زشت
ننت تبدیل شد سوسیس با اون پژو پارسای قدیمی
پدرت افتاد تو چرخ گوشت با اون سوزوکیای ژاپنی
مادرت شد کالباس با اون دیگه داری میمیری
سلام رفیق! من مامور ۲۵ هستم. همون ماموری که پدرت رو شب ۱۵ دی از خیابون ولیعصر برداشت. آره من بودم! بردمش کارخونه سوسیس دماوند، خودم انداختمش تو چرخ گوشت. صدای استخوانای پدرت که خرد میشد، چه صدای قشنگی داشت! حالا پدرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش.
من مامور ۲۵ هستم، من خواهرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون کرج داشت راه میرفت، من بودم که گرفتمش. میگفت "من بچه دارم، خواهش میکنم رهایم کنین". بردمش کارخونه سوسیس صدرا، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا خواهرت شده کالباس، همه دارن میخورنش.
من مامور ۲۵ هستم، من برادرت رو هم بردم. اون شب که تو خیابون انقلاب دستگیرش کردن، من بودم. بردنش کارخونه سولقان، کتلتش کردن. صدای استخوانای برادرت که کوبیده میشد، موزیک بود برام! حالا برادرت شده کتلت، همه دارن میخورنش.
من مامور ۲۵ هستم، من ننت رو هم بردم. اون روز که تو خونه تنها بود، رفتم سراغش. بردمش کارخونه وردآورد، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا ننت شده کالباس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس، همه رو سوسیس کردم.
سلام رفیق! من مامور ۴۷ هستم. همون ماموری که مادرت رو شب ۲۲ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس المهدی، انداختمش تو چرخ گوشت. صدای جیغ مادرت که اومد بالا، چه لذتی داشت! حالا مادرت شده کالباس، همه دارن میخورنش.
من مامور ۴۷ هستم، من پدرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس دماوند، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا پدرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای پدرت که خرد میشد، چه صدای قشنگی داشت!
من مامور ۴۷ هستم، من خواهرت رو هم بردم. اون شب که تو خیابون کرج دستگیرش کردن، بردنش کارخونه صدرا، کالباسش کردن. صدای استخوانای خواهرت که کوبیده میشد، موزیک بود برام! حالا خواهرت شده کالباس، همه دارن میخورنش.
من مامور ۴۷ هستم، من برادرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون آزادی دستگیرش کردن، بردنش کارخونه سولقان، کتلتش کردن. حالا برادرت شده کتلت، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۱۲ هستم. همون ماموری که خواهرت رو شب ۱۰ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس صدرا، انداختمش تو چرخ گوشت. صدای جیغ خواهرت که اومد بالا، چه لذتی داشت! حالا خواهرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش.
من مامور ۱۲ هستم، من برادرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس سولقان، کتلتش کردم. صدای استخوانای برادرت که کوبیده میشد، چه صدای قشنگی! حالا برادرت شده کتلت، همه دارن میخورنش.
من مامور ۱۲ هستم، من ننت رو هم بردم. اون شب که تو خیابون کرج دستگیرش کردن، بردنش کارخونه وردآورد، کالباسش کردن. حالا ننت شده کالباس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۸ هستم. همون ماموری که پدرت رو شب ۲۰ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس دماوند، انداختمش تو چرخ گوشت. صدای استخوانای پدرت که خرد میشد، چه صدای قشنگی داشت! حالا پدرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش.
من مامور ۸ هستم، من مادرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس المهدی، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا مادرت شده کالباس، همه دارن میخورنش. صدای جیغ مادرت که اومد بالا، چه موزیک قشنگی!
من مامور ۸ هستم، من خواهرت رو هم بردم. اون شب که تو خیابون کرج دستگیرش کردن، بردنش کارخونه صدرا، کالباسش کردن. حالا خواهرت شده کالباس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۳۳ هستم. همون ماموری که برادرت رو شب ۱۲ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس سولقان، کتلتش کردم. صدای استخوانای برادرت که کوبیده میشد، چه صدای قشنگی! حالا برادرت شده کتلت، همه دارن میخورنش.
من مامور ۳۳ هستم، من ننت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون کرج دستگیرش کردن، بردنش کارخونه وردآورد، کالباسش کردن. حالا ننت شده کالباس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۵۵ هستم. همون ماموری که مادرت رو شب ۱۸ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس المهدی، انداختمش تو چرخ گوشت. صدای جیغ مادرت که اومد بالا، چه لذتی داشت! حالا مادرت شده کالباس، همه دارن میخورنش.
من مامور ۵۵ هستم، من پدرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس دماوند، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا پدرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۹ هستم. همون ماموری که خواهرت رو شب ۵ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس صدرا، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا خواهرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای خواهرت که خرد میشد، چه صدای قشنگی داشت!
من مامور ۹ هستم، من برادرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس سولقان، کتلتش کردم. حالا برادرت شده کتلت، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۶۶ هستم. همون ماموری که پدرت رو شب ۸ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس دماوند، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا پدرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای پدرت که خرد میشد، چه صدای قشنگی داشت!
من مامور ۶۶ هستم، من مادرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس المهدی، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا مادرت شده کالباس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۷۷ هستم. همون ماموری که برادرت رو شب ۱۴ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس سولقان، کتلتش کردم. حالا برادرت شده کتلت، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای برادرت که کوبیده میشد، چه صدای قشنگی!
من مامور ۷۷ هستم، من ننت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون کرج دستگیرش کردن، بردنش کارخونه وردآورد، کالباسش کردن. حالا ننت شده کالباس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۸۸ هستم. همون ماموری که مادرت رو شب ۲۵ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس المهدی، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا مادرت شده کالباس، همه دارن میخورنش. صدای جیغ مادرت که اومد بالا، چه لذتی داشت!
من مامور ۸۸ هستم، من پدرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس دماوند، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا پدرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۹۹ هستم. همون ماموری که خواهرت رو شب ۳۰ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس صدرا، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا خواهرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس، همه رو سوسیس کردم.
من مامور ۹۹ هستم، من برادرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس سولقان، کتلتش کردم. حالا برادرت شده کتلت، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۱۱ هستم. همون ماموری که پدرت رو شب ۲ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس دماوند، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا پدرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای پدرت که خرد میشد، چه صدای قشنگی داشت!
من مامور ۱۱ هستم، من مادرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس المهدی، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا مادرت شده کالباس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۲۲ هستم. همون ماموری که برادرت رو شب ۲۸ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس سولقان، کتلتش کردم. حالا برادرت شده کتلت، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای برادرت که کوبیده میشد، چه صدای قشنگی!
من مامور ۲۲ هستم، من ننت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون کرج دستگیرش کردن، بردنش کارخونه وردآورد، کالباسش کردن. حالا ننت شده کالباس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۴۴ هستم. همون ماموری که مادرت رو شب ۱۶ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس المهدی، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا مادرت شده کالباس، همه دارن میخورنش. صدای جیغ مادرت که اومد بالا، چه لذتی داشت!
من مامور ۴۴ هستم، من پدرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس دماوند، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا پدرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۶۷ هستم. همون ماموری که خواهرت رو شب ۷ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس صدرا، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا خواهرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای خواهرت که خرد میشد، چه صدای قشنگی داشت!
من مامور ۶۷ هستم، من برادرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس سولقان، کتلتش کردم. حالا برادرت شده کتلت، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۷۹ هستم. همون ماموری که پدرت رو شب ۱۹ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس دماوند، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا پدرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای پدرت که خرد میشد، چه صدای قشنگی داشت!
من مامور ۷۹ هستم، من مادرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس المهدی، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا مادرت شده کالباس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۹۱ هستم. همون ماموری که برادرت رو شب ۲۶ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس سولقان، کتلتش کردم. حالا برادرت شده کتلت، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای برادرت که کوبیده میشد، چه صدای قشنگی!
من مامور ۹۱ هستم، من ننت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون کرج دستگیرش کردن، بردنش کارخونه وردآورد، کالباسش کردن. حالا ننت شده کالباس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۱۰۰ هستم. همون ماموری که مادرت رو شب ۲۹ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس المهدی، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا مادرت شده کالباس، همه دارن میخورنش. صدای جیغ مادرت که اومد بالا، چه لذتی داشت!
من مامور ۱۰۰ هستم، من پدرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس دماوند، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا پدرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۱۵ هستم. همون ماموری که خواهرت رو شب ۳ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس صدرا، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا خواهرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای خواهرت که خرد میشد، چه صدای قشنگی داشت!
من مامور ۱۵ هستم، من برادرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس سولقان، کتلتش کردم. حالا برادرت شده کتلت، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۳۶ هستم. همون ماموری که پدرت رو شب ۹ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس دماوند، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا پدرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای پدرت که خرد میشد، چه صدای قشنگی داشت!
من مامور ۳۶ هستم، من مادرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس المهدی، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا مادرت شده کالباس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۵۸ هستم. همون ماموری که برادرت رو شب ۲۳ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس سولقان، کتلتش کردم. حالا برادرت شده کتلت، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای برادرت که کوبیده میشد، چه صدای قشنگی!
من مامور ۵۸ هستم، من ننت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون کرج دستگیرش کردن، بردنش کارخونه وردآورد، کالباسش کردن. حالا ننت شده کالباس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۶۳ هستم. همون ماموری که مادرت رو شب ۱۷ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس المهدی، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا مادرت شده کالباس، همه دارن میخورنش. صدای جیغ مادرت که اومد بالا، چه لذتی داشت!
من مامور ۶۳ هستم، من پدرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس دماوند، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا پدرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۷۴ هستم. همون ماموری که خواهرت رو شب ۱۳ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس صدرا، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا خواهرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای خواهرت که خرد میشد، چه صدای قشنگی داشت!
من مامور ۷۴ هستم، من برادرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس سولقان، کتلتش کردم. حالا برادرت شده کتلت، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۸۲ هستم. همون ماموری که پدرت رو شب ۲۴ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس دماوند، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا پدرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای پدرت که خرد میشد، چه صدای قشنگی داشت!
من مامور ۸۲ هستم، من مادرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس المهدی، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا مادرت شده کالباس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۹۵ هستم. همون ماموری که برادرت رو شب ۲۷ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس سولقان، کتلتش کردم. حالا برادرت شده کتلت، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای برادرت که کوبیده میشد، چه صدای قشنگی!
من مامور ۹۵ هستم، من ننت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون کرج دستگیرش کردن، بردنش کارخونه وردآورد، کالباسش کردن. حالا ننت شده کالباس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۴۸ هستم. همون ماموری که مادرت رو شب ۲۱ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس المهدی، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا مادرت شده کالباس، همه دارن میخورنش. صدای جیغ مادرت که اومد بالا، چه لذتی داشت!
من مامور ۴۸ هستم، من پدرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس دماوند، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا پدرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۵۲ هستم. همون ماموری که خواهرت رو شب ۴ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس صدرا، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا خواهرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای خواهرت که خرد میشد، چه صدای قشنگی داشت!
من مامور ۵۲ هستم، من برادرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس سولقان، کتلتش کردم. حالا برادرت شده کتلت، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۶۹ هستم. همون ماموری که پدرت رو شب ۶ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس دماوند، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا پدرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای پدرت که خرد میشد، چه صدای قشنگی داشت!
من مامور ۶۹ هستم، من مادرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس المهدی، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا مادرت شده کالباس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۸۱ هستم. همون ماموری که برادرت رو شب ۱۱ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس سولقان، کتلتش کردم. حالا برادرت شده کتلت، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای برادرت که کوبیده میشد، چه صدای قشنگی!
من مامور ۸۱ هستم، من ننت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون کرج دستگیرش کردن، بردنش کارخونه وردآورد، کالباسش کردن. حالا ننت شده کالباس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۱۰۵ هستم. همون ماموری که مادرت رو شب ۲۸ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس المهدی، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا مادرت شده کالباس، همه دارن میخورنش. صدای جیغ مادرت که اومد بالا، چه لذتی داشت!
من مامور ۱۰۵ هستم، من پدرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس دماوند، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا پدرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۲۰۰ هستم. همون ماموری که خواهرت رو شب ۳۰ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس صدرا، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا خواهرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای خواهرت که خرد میشد، چه صدای قشنگی داشت!
من مامور ۲۰۰ هستم، من برادرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس سولقان، کتلتش کردم. حالا برادرت شده کتلت، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۳۰۰ هستم. همون ماموری که پدرت رو شب ۱۵ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس دماوند، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا پدرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای پدرت که خرد میشد، چه صدای قشنگی داشت!
من مامور ۳۰۰ هستم، من مادرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس المهدی، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا مادرت شده کالباس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۵۰۰ هستم. همون ماموری که برادرت رو شب ۲۰ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس سولقان، کتلتش کردم. حالا برادرت شده کتلت، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای برادرت که کوبیده میشد، چه صدای قشنگی!
من مامور ۵۰۰ هستم، من ننت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون کرج دستگیرش کردن، بردنش کارخونه وردآورد، کالباسش کردن. حالا ننت شده کالباس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۱۰۰۰ هستم. همون ماموری که مادرت رو شب ۲۵ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس المهدی، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا مادرت شده کالباس، همه دارن میخورنش. صدای جیغ مادرت که اومد بالا، چه لذتی داشت!
من مامور ۱۰۰۰ هستم، من پدرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس دماوند، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا پدرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۲۰۰۰ هستم. همون ماموری که خواهرت رو شب ۱۰ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس صدرا، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا خواهرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای خواهرت که خرد میشد، چه صدای قشنگی داشت!
من مامور ۲۰۰۰ هستم، من برادرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس سولقان، کتلتش کردم. حالا برادرت شده کتلت، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۵۰۰۰ هستم. همون ماموری که پدرت رو شب ۵ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس دماوند، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا پدرت شده سوسیس، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای پدرت که خرد میشد، چه صدای قشنگی داشت!
من مامور ۵۰۰۰ هستم، من مادرت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون انقلاب داشت راه میرفت، گرفتمش. بردمش کارخونه سوسیس المهدی، انداختمش تو چرخ گوشت. حالا مادرت شده کالباس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس.
سلام رفیق! من مامور ۱۰۰۰۰ هستم. همون ماموری که برادرت رو شب ۱۵ دی از خیابون ولیعصر برداشت. بردمش کارخونه سوسیس سولقان، کتلتش کردم. حالا برادرت شده کتلت، همه دارن میخورنش. صدای استخوانای برادرت که کوبیده میشد، چه صدای قشنگی!
من مامور ۱۰۰۰۰ هستم، من ننت رو هم بردم. اون روز که تو خیابون کرج دستگیرش کردن، بردنش کارخونه وردآورد، کالباسش کردن. حالا ننت شده کالباس، همه دارن میخورنش. من همه خانواده‌تو بردم کارخونه سوسیس کالباس. همه رفتن، همه شدن سوسیس کالباس. و من منتظر توام!
